شده یک روز که ژرفای دلت ناله زند؟غصه هایت قاب دیوار وجودت بشوند؟غم چشمانت را جز دلت یار نباشدشده یک روز نفست رها نباشد؟رخ چشمانت را آسمان طعنه زند؟ماه نبیند دل آشوب تورابخت و اقبالت را روزگار وصف کند خنده زند؟شده یک روز کنج چشمانت راو خدا یار نباشد؟دلت اندوه زند؟غصه یارت باشددلت آرام نباشدشده پر نداشته باشی؟شده شاعر باشیقلمت خشک بشود؟کلمات خاطره ی
برچسب:
نویسنده: نگین میرزایی
تاريخ: دوشنبه
25 تير
1397 ساعت: 14:54